تبليغاتX
غزال

حدود يك هفته پيش فيلم سخنراني يك چهره ناشناخته به نام عباس پاليزدار ، كه خودش رو بعنوان نماينده كميته تحقيق و تفحص قوه قضائيه معرفي كرده، كه بعدا از سوي اين قوه تكذيب شد، در دانشگاه بوعلي سيناي همدان در وب سات هاي ايراني منتشر شد كه در اين سخنراني تعدادي از روحانيان بلندپايه ايران را به فساد اقتصادي گسترده متهم نموده است. 
همچنين روز گذشته برخي از رسانه ها از بدهي 63 ميليارد ريالي وي به بخش بانکي خبرداده بودند.

انقلت:
ميگما همچينم بد نيست كه اين قبيل موارد رسانه ها به داد مردم برسند و خب ، متاسفم كه رسانه‌هاي رسمي اينقدر خودسانسور شدن كه، وارد اين بحث‌ها نمي‌شن و اجازه مي‌دن كه هر كسي مثل من براي خودش نتيجه گيري بكنه.


دلنوشتم
اوضاع اوكي.
باز برداشت اشتباه!!

تكرار نوشت
چطور ميتونم  اون شرايط روحي رو توصيف كنم؟
انگار هر كي بايد اقلا يك بار، تو اون شرايط باشه تا درك كنه.

هرگزننوشت
اميدوارم هرگز توي اون شرايط قرار نگيري.

+ نوشته شده توسط غزل در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 21:59 |
خسته نوشت ۱
باز دیوار بلند دلتنگی، به وسعت كل درياي بي مهري.

خسته نوشت ۲
باز من و يك دنيا علامت سئوال

خسته نوشت ۳
باز فراري و گريزي و كسري از محبت 

خسته نوشت ۴
اونچه ميپره، نيمي از اونهمه علاقست كه آسون به دست نيومده.

خسته نوشت ۵
باز در حال تموم شدنم.

خسته نوشت ۶
چرا؟؟؟!!!

پرت و پلا نوشت
گاهی انسانها کورند. محبت واقعی رو نمیبینن و مدتها دنبال سراب میرن. 
حقیقت جلو چشمشونه و اونا...

عذر نوشت
من و ببخش که ندیدمت

+ نوشته شده توسط غزل در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 1:7 |
پلیس روزیکشنبه خودرو متخلف یک نماینده مجلس را توقیف کرد.

اي ول
این خانم نماینده ی زن که به صورت غیر قانونی از چراغ گردون استفاده می کرده و در اتوبان با سرعت بالا،  مارپیچ می رفته است،  عنوان داشته که برای شرکت در جلسه ای اقدام به این عمل نموده است.
راننده خودرو علاوه بر استفاده غیرمجاز از چراغ گردون شیشه های قسمت عقب خودرو را نیز دودی کرده بطوریکه سرنشین صندلی عقب غیر قابل رویت شده است.
بارها گزارش شده که یک دستگاه خودرو پژو نقره ای باسرعت بالا در اتوبانها بواسطه استفاده از چراغ گردون مبادرت به حرکات مارپیچ می کند.


نتيجه نوشت
حالا كه عنچه اي اين هستي، اگه باز بشي چي ميشي؟؟
بنده ي خدا ميذاشتي اقلا يه ماه از شروع به كار مجلس جديد بگذره، اونوقت ....


ديروز ننوشت
روز ننوشت ديروز ننوشت رو بي خيال.


حال نوشت
اين حال!!
نه اون حال!!
حالي كه گرفته بشه، كه ديگه نوشتن نداره.


خسته نوشت
شوخيي كه خودت بگي و خودت هم بخندي و اشك يكي ديگه رو در بياري كه ديگه شوخي نيست.
درسته؟؟


سرازيري نوشت
همون تو همون سراشيبي هستم.
مگه مهمه؟؟
اصلا كدوم سرازيري؟
سرازيري چي؟؟

+ نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت 18:57 |
دیروز نوشت
تموم دیروز رو تقریبا تو حال دویدن بودم و با  یه جمله ی  آخر،  هاراگیری  صورت گرفت.
چه خسته نباشیدی!!


امروز نوشت
فکر کنم داریم نتیجه میگیریم.
نمی دونم چطور امروز کلام از سر محبت منعقد میشد.
چقدر قبلا از این لحن محبت آمیز ذوق می کردم و  اما ....


فردا نوشت
روتو كم كن. چو فردا آيد فكر فردا بكن.


ته نوشت ۱
دوست دارم که چند روزی، روز نوشتش کنم. شاید با اینجا کمی اخت بشم. نمی دونم چرا نمیتونم مثل غزال پرشین بلاگ با اینجا بجوشم.


ته نوشت ۲
پارسال، همين روزا .....
رجعتي صورت گرفت.


پريشان نوشت
يعني جواب فردا چي ميشه؟
نكنه شرمنده بشم؟؟!!
يه حس عجيب دارم.
گوشم درد ميكنه.


سياسي ننوشت
يه عالمه حرف سياسي دارم و حال ندارم.

+ نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 2:33 |
نمی دونم اگه شهید اندرزگو رو ، مادرش به دنیا نمی آورد و
اونم اینهمه زرنگ نبود و دائم ساواک رو نمی پیچوند و
نمی رفت مبارزات چریکی یاد نمی گرفت و
بعدشم با طی اونهمه مبارزات به دست ساواک شهید نمی شد و
بعدشم مجید مجیدی به دنیا نمی اومد و
بعدترشم نمی رفت فیلمساز بشه و
اونم فیلمهای مبارزینی مثل شهید اندرزگو رو بسازه و
اونوقتشم تازه خودشم هنرپیشه بشه و
به اون خوبی هم نقش اندرزگو رو بازی کنه و
اونوقتشم تنها موردی که مسئولین فعلی و اسبق ، صدا و سیما بر سر اون به تفاهم برسند و...

اگه اینا نمیشد ، اونوقت روزهای ۱۵ خرداد هر سال تلویزیون چی نمایش می دادند؟؟؟!!!

کاش....
 کاش  درد و غم و غصه هم تقسیم شدنی بود تا بتونی ، با عزیزترینت در کشیدنش ، سهیم باشی.

 

+ نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 19:6 |
 سوتی یا باز هم اوووووت!!!

خبر گزاری ایسنا روز یکشنبه ۵/۳/ خبری رو به نقل از ، محمد باقر قالیباف، شهردار تهران مخابره کرد،  در این خبر آمده که:
شهردار تهران در جمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد ، عالم سیاست را عالمی کثیف خواند که کثیف تر از آن وجود ندارد. و در ادامه ی حرف هایش گفت: این را در دو سه سال ورودم به عالم سیاست ، متوجه شدم.

تذکر:
جناب قالیباف، ما ملت هرگز این جمله رو بادمون نمیره. لطفا برا دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری، جهت عدم فراموشی خودتون ،  این سخن رو با خطی زیبا، بر بیلبوردهای تبلیغاتی نوشته و با عکس تزئینی ، همراه با کت و شلوار قهوه ای بر در و دیوار تهران زیبا ، نصب نمایید.

برا خودمه، نخوندینم ، نخونین
آغاز شمارش معکوس
اول......
دویم.......
سیم.........

+ نوشته شده توسط غزل در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 22:8 |
چقدر سخته!!!
چقدر سخته که قدر دنیا حرف داشته باشی و نتونی بزنی ...
چقدر سخته که قدر دنیا حرف بشنوی و نتونی جواب بدی ...
چقدر سخته که انقدر حرفات رو نگه داری که آخرش خف..... بگیری ...

چقدر شرم آور و سخته که فکر کنی داری محبت می کنی و 
بعد بفهمی، در تموم مدت ، داشتی عذاب می دادی
کاش میشد ، سکوت ها رو درست تعبیر کرد

کاش همتی و مددی و سفری و  ......
رفتن و رسیدنی ، رسیدن به بیکرانه هایت
......
ش ا ی د ا و م د م
.....
با کدام  مرکب ؟؟.. نمی دونم!!

+ نوشته شده توسط غزل در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 23:17 |
کاش متوجه بودی ...
کاش می دونستی ...
افسوس
افسوس که ؛ متوجه نیستی و نمیدونی که داری چه میکنی
نمی دونی و می ترسم
افتادم تو اون سراشیبی و تو بی توجه به اونچه داره اتفاق میفته ...

نمی دونی....
شاید هم هرگز ندونی که داری با اون همه علاقه و محبت چه می کنی!!
شایدم اگه بدونی ، هرگز برات مهم نباشه.
کاش میدونستی که دارم تموم میشم.
شایدم میدونی !!

+ نوشته شده توسط غزل در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 15:26 |
امروز سوم خرداده...

فردا سوم خرداده..... این جمله چقدر برام آشناست.
روزی که در برابر جیغ و سوت و کف مستمعینت گفتی: فردا سوم خرداده...
چقدر خوشحال شدم. فکر کردم که ...
بی خیال.
اشتباه فکر کرده بودم. یادم نبود که تو زاده ی دوم خردادی ، نه سوم خرداد.

تموم امروز رو با خودم در مورد جهان آرا و مقاومت خوزستان و خرمشهر فکر کردم.
چقدر احساس دین میکنم بهتون. کاش .....

+ نوشته شده توسط غزل در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 17:43 |
نمی دونم چرا اینجام؟؟
اینجا رو خیلی دوست داشتم.
با هزار امید بازش کردم. اما نمی دونم چرا یه ماه و نیمی هست که دیگه نمیتونم از سیستم خونه وارد مدیریت پرشین بشم. آخرش خسته شدم و اومدم اینجا.

حالا در خدمتتونم.

+ نوشته شده توسط غزل در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 17:35 |


Powered By
BLOGFA.COM