تبليغاتX
غزال

خدایا :
کاش با تو...
اقلا با تو کمتر ریا میکردیم.
کاش با تو که از تمام زوایای وجودیمون آگاهی ، کمتر ریا خرج می کردیم.

تذکر
معتقدم ذکر گناهان و طلب مغفرت از خدای خود در یه وبلاگ عمومی مثل ذکر گناه و طلب مغفرت در بازار مکاره میمونه.

تکرار
من نمیتونم قبول کنم که حرفی که از ته دل برای خدای خود در جهت رفع نواقص ایمانی زده میشه مکتوب بیاد تو وبلاگ. اگر تذکری و درد دل واقعیی هست باید بین خودم و خدای خودم باشه. و اگه بیان بشه به نظر من فقط جنبه ی ریا پیدا میکنه.

درد نامه
هیچ چیزی بدتر از دو رنگی نیست. هیچ چیزی بدتر از ریاکاری نیست. هیچ چیزی بدتر از این نیست که از کسی که ادعای دوستی داره، دو رنگی ببینی.

دلنوشت
کاش مدعیان دوستی با خرج اندکی صداقت دوست داشتنی تر میشدن.

 

+ نوشته شده توسط غزل در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 15:5 |
پای ارادتم بر ریگ ، دست  عبادتم بر سنگ
قلب نیاز من کوبان ، آسیمه اینچنین دلتنگ
در زیر نم نم باران ، در این  طلوع  زرین فام
با پای شوق می آیم، بر این حریم زرین بام
چشم امید من پویا،بس قطره قطره دیدن را
لب های تشنه ام پرسان،پس جرعه جرعه گفتن را

برای خودم
کاش هنگامه ی جرعه جرعه گفتنم را پای حضوری رخ می نمود.

دلگویه
کاش هرگز حس نمی کردم آنچه را که بی محابا حس کردم.

کاشکی نامه
کاش زندگی اینویزیبل داشت ! از همه پنهان میشدم.

+ نوشته شده توسط غزل در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 15:48 |
تمامش رو نگه داشتم برای خودم.
نمی دونم تو اصطلاح عامه چی میگن بهش !!! قورت دادن حرف؟؟؟
چقدر سخته که یه عالمه حرف رو تو چند نوبت آماده کنی برای گفتن و نتونی بگی !!! 
چقدر سخته ترسیدن و حرف نزدن !!!

تذکر
یادم باشه جایی برم که چشمی منتظرم باشه.
یادم باشه با کسی حرف بزنم که مشتاق صدام باشه.
یادم باشه با کسی درد دل کنم که یه جفت گوش شنوا بهم هدیه بده.
یادم باشه نگران کسی باشم که اندکی ،  فقط اندکی نگرانم باشه.

کاش بدونی
کاش کمی قدر دان بودم برای اینهمه محبت تو
کاش میتونستم بهت بگم که اینهمه محبت رو نثار کسی کن که لایقش باشه
کاش میدونستی که شاید ناسپاس باشم، اما محبتت رو درک میکنم
کاش پاسخی غیر از سکوت برای ........  داشتم

 

+ نوشته شده توسط غزل در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 14:45 |
روز جمعه تلویزیون یه فیلم سینمایی می داد در مورد یکی از انقلابیون اسکاتلند در زمان اشغال این کشور توسط بریتانیا . البته مثل اینکه داستان فیلم واقعی بوده و با هنرمندی مل گیبسون، این فیلم به نمایش در اومد.

خیلی برام جالب بود. البته خب جالب بودن به همراه ترس. صحنه های جنگ رو نشون میداد با اسلحه هایی که همش یا تبر بود و یا گرز و یا نیزه و شمشیر و خلاصه از این چیزا.
خیلی رفتم تو فکر. واقعا جنگجوهای قدیمی شجاع بودن که رو در رو اونم با یه همچین اسلحه هایی میجنگیدن یا اونایی که راحت از تو هوا بمب و موشک و نمیدونم از این چیزا میریزن سر مردم بی پناه.

نمیدونم مدعیان رشادت و شجاعت ، چقدر میتونن در یه همچین جنگ هایی شرکت کنن.
البته خیلی وحشی بودن. شکنجه های آخر فیلم رو یواشکی نگاه میکردم و نمیتونستم ببینم. یه ذره میدیدم و چشمم رو میبستم و ....

+ نوشته شده توسط غزل در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 21:2 |
احترام گذاشتن به ذخایر انقلاب و حفظ حرمت آنان مطلب صحیح و قابل تاملی هست. اما غلو در بالا بردن شان و مرتبت آنها از هیچ جایگاهی پذیرفته نیست.
تازه یک جورایی فکر می کنم که تائید غلو آمیز  صلاحیت بعضی افراد رو زیر سئوال می بره.

جناب مسیح مهاجری، مدیر مسئول یکی از روز نامه ها در یک سرمقاله غلو آمیز ضمن تخریب  دولت نهم، و به منظور حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی نوشته :
بی حرمتی به آقای رفسنجانی، تقابل با صریح قرآن کریم است !!!!

نکته:
جناب مهاجری تا همین حدود یک ماه و نیم گذشته بعنوان مشاورت ریاست جمهوری ؛ ماهیانه بالای یک میلیون تومان از دولت حقوق می گرفته است.

+ نوشته شده توسط غزل در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 0:1 |


Powered By
BLOGFA.COM