بوی بهار و عطر مست کننده ی رازقی ها
نسیم صبحگاهی و ترنم خوش زندگی درهزار توی پیچیده ی ذهنم
خونه ی خالی از گرد و نرم نرم صدای پای حضور زندگی
پیچک سر به هوا و رد گذر زمان بر دیوارهای کاهگلی همسایه
ماهی قرمز تنگ و گیسوی افشون سبزه های بهاری
همه و همه با خود مژده حضور بهار رو دارند و ......
نسیم صبحگاهی و ترنم خوش زندگی درهزار توی پیچیده ی ذهنم
خونه ی خالی از گرد و نرم نرم صدای پای حضور زندگی
پیچک سر به هوا و رد گذر زمان بر دیوارهای کاهگلی همسایه
ماهی قرمز تنگ و گیسوی افشون سبزه های بهاری
همه و همه با خود مژده حضور بهار رو دارند و ......
تنگ خالی ماهی و
سبزه ی زرد از بی آبی و
رازقی های به غنچه ننشسته و
خونه ی .... خونه ی خالی از عطر حضور و
........
بهار فراموش کرده به بیغوله ی ما سر بزند....
+ نوشته شده توسط غزل در یکشنبه دوم فروردین 1388 و ساعت
0:46 |
