تبليغاتX
غزال - اخراجی های ما
رشته ای در گردنم افكنده دوست...

اومدم و دیدم ...
چرا نتونستم مثل بقیه بخندم!!
چرا وقتی همه میخندیدن من یاد تو بودم!!

چرا وقتی گل لبخند بر لبهای همه باز شد، قطرات گرم اشک رو صورتم جاری شد!
چرا وقتی همه لبخند میزدن، من یاد شماها بودم!

چرا وقتی نفر جلویی از شدت خنده نتونست رو صندلی بشینه ، من یاد بدن گمشده حسین و تن بی سر سید سجاد و سیدعلیرضای تازه داماد و  علی و محسن و امیر و بدنهای گمشده و تکه تکه شان رهام نکرد!
چرا ؟

چرا در تمام مدت فیلم من یاد  "حاشیه ی جنوبی"  بودم !!!!
و...

تویی که ندیدمت ...

+ نوشته شده توسط غزل در جمعه چهاردهم فروردین 1388 و ساعت 13:11 |


Powered By
BLOGFA.COM